تبليغاتX
تيتر
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 توسط ايمان ندومي |
مثه اینکه بلد نبیدوم حرفوم بزنوم تا سو برداشت نشه. تو این چند روزکو کلی از رفیقا از ما دلخور شدن و خومم دلوم نممیخواست ایطور بشه خداوکیلی.

داستان همون خونه مطبوعاتنا.. چند نفر پیام داده بیدن و از ایی پیاما فهمیدوم نتونوسوم حرفوم مفصل و روشن توضیح بدوم و  دوستان رسانه‌ای از ما دلگیر شدن ببخشین والله مو قصد جسارت به هیچ شخص و گروه نداشتوما.

موضوع وقتی خیلی جدی شد که عبدالله نجفی خیلی گلایه داشت از اینکه مو در مورد پدرش مطلبی نوشتمو میگفت حاج علی اصلا خبر نداشته و دوستانه صحبت کرده باتو کلی هم ناراحته و ایی چه کارین که تو کردیو از این حرفا.. حالا خوبیش ایی بید که مو حرف زدن عبدالله نجفی رو مفهمیدوم چطورین وگرنه هرکی غیر مو بید پای تلفن کلی سر و صدا میکرد با عبدالله.

دردسرتون ندوم بعد از چند روز که فرصت نشد رفتم جم حاج علی نجفی تو مدرسه بید گرفتار کار و بار مدرسش.. بنده خدا گلایه داشت و حرفامون زدیم و از دلش درآوردم گفتوم که  هدفوم کمک به دوستای رسانه‌ایم بیده نه چیز دیگه هیچ ماجرای سایسی هم پشتش نی. اما حاج علی توضیحاتی هم در مورد خونه مطبوعات داد که میگوم سیتون.

""طبق اساسنامه جدید وزارت ارشاد دو نماینده باید به جمع هیئت مدیره خانه مطبوعات اضافه شود یک نماینده از استانداری و یک نماینده هم از اداره کل ارشاد.

با استانداری و ارشاد چندماه پیش مکاتبه شده اما متاسفانه هیچکدام تاکنون نماینده‌ای معرفی نکرده‌اند.

طبق اساسنامه استانداری و اداره کل ارشاد باید نمایندگان خود را معرفی کنند تا مورد تائید هیئت مدیره خانه مطبوعات قرار گیرد و بعد از این تائید انتخابات برگزار می‌شود.

خانه مطبوعات و جراید استان بوشهر آمادگی برگزاری انتخابات را دارد اما این امر منوط به همکاری استانداری و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

استانداری هم تاکنون تعاملی با نشریات اصولگرا نداشته است""

اینها خلاصه‌ای از صحبت‌های علی نجفی رئیس خانه مطبوعات بود که در مورد انتخابات این خانه و مسائل مطرح شده پیرامون آن بود.

اوما خدائیش مو قصد نادیده گرفتن محبتا و زحمتای بچه های رسانه‌ای نداشتوم خیلی ها میفهمن اما بعضی ها تو چند تا پیامشون متوجه شدوم که از مو دلخور شدن فقط میگوم به بزرگی خوتون ببخشین.

نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم آذر 1390 توسط ايمان ندومي |
همين امسال بود كه خبرنگاران بوشهري در مهديه بوشهر با حضور حضرت آيت‌الله صفايي بوشهري دور هم جمع شدند البته به دعوت آيت الله دعوت شدند خودشون كه خداروشكر به غير از روز خبرنگار وقت ديگه‌اي دور هم جمع نميشن.

تعدادي از همكاران از جمله خود بنده مسائل و پيشنهاداتي مطرح كردند و البته هم بعضي‌ها فرصت رو غنيمت شمرده و زخم‌ها و كدورت‌هاي قديمي رو به رخ هم كشيدن ما هم به خوبي يا قبح اين كار كاري نداريم.

اصل داستان زماني بود كه آيت‌الله مسائل و موارد مطرح شده را به مدير كل محترم ارشاد ارجاع دادند تا ايشان موضوعات را پيگيري كنند.

از جمله مواردي كه آيت‌الله به مدير كل ارشاد ارجاع دادند شوراي سياستگذاري رسانه‌هاي مجازي، پيگيري موضوع خانه مطبوعات، سهميه حج عمره براي خبرنگاران و .... كه با سلام و صلوات حاضران در جلسه تائيد شد.

با گذشته چند ماه از اين نشست اما خبري از اين مصوبات منتشر نشده حالا ما هم طرف خوب قضيه ميگيريم و ميگيم بلكم دكتر محمدي سرش شولوغ بيده نتونسته درست خبر بده و حتما اين موضوعاتو پيگيري كرده و خبراي خوشي هم سيمون داره.

دكتر جون دمت گرم روسفيدمون كن بيو بينيم چه كردي سي بچه‌ها. علي بوگو.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم آذر 1390 توسط ايمان ندومي |
اي صبا از قول من به اسماعيل قرباني بگو

زنده برگشتن زكوي دوست شرط عشق نيست

همين و ديگر هيچ............

نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم آذر 1390 توسط ايمان ندومي |
والله به حضرت عباس..... به قول ما بوشهري‌ها ايي ديگه چه وضشن شورش دراووردن... خومونم نميفهميم كي هسيم .

نا سلامتي ميگيم خبرنگاريم با ايي اوضاع و احوال خيلي ببخشيدا گاري هم نيستيم چه برسه به خبرنگار .

هميشه دغدغه يك تشكل منسجم براي خبرنگاران رو داشته و دارم خوب الحمدو له الله كه خانه مطبوعاتي هست و ميگيم جايي است براي ما خبرنگارا..

اما در بوشهر عزير ما دو خانه مطبوعات داريم جفتش قربون سر يكي ديگش.. اصلا معلوم نيست چه اتفاقاتي داره تو اين خونه‌ها مي افته..  خدا روشكر كه روابط دو طرف بسيار دوستانه و نزديك و برادارانه است(جدي نگوفتوما) و اين روابط كمك كرده براي اينكه خبرنگاران دلشون به وجود اين دو خانه مطبوعات خوش باشه.

ما كه اطلاعي از اتفاقات اين دو خانه وزين مطبوعات نداريم اما به مديران بزرگوارش عرض مي‌كنيم  بدك نيست  يه احوالي بپرسين از فقير فقرا والله به كسي برنميخوره .

راستشو بخين روز توديع معارفه مدير كل آموزش و پرورش بعد از پايان مراسم آقاي نجفي مدير خانه مطبوعات بوشهر رو ديدم در مورد انتخابات جديد خانه مطبوعات از ايشون سوال كردم. ايشون هم با اعتماد به نفس كامل و خيلي راحت گفت همون قبلي ها رو معرفي كردم و تهران هم تائيد كرده و كار تموم شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!.

حالا خوتون ديگه بقيه داستان رو ادامه بدين مو كه سرم سوت كشيد با ايي جواب استاد نجفي..هنوز هم گيج گيجوم.. كه مو كيوم اينجا كجان.. ما كي هسيم، اونا كي هسن، بوشهر كجان، خبرنگار كين، اونا كه تهرون همينجوري بدون انتخابات تائيدشون كرده كي هسن؟

داستان بي كس و كاري ما خبرنگارا به اينجا ختم نميشه ها به قول يه بنده خدايي ميگفت عيش تا صبن.

سلامت و پيروز باشيد...        

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 توسط ايمان ندومي |

هميشه همينجور بوده و هست اما در مورد آيت الله ميرزا احمد افسوسم خيلي بيشتر بود چرا كه عالمي به اين وارستگي را ما بايد در اواخر عمر بشناسيم و در موردش مطلب بديم و كنگره برگزار كنيم.

 آيت‌الله ميرزا احمد دشتي نجفي با كوله‌باري از عشق به خدا و ائمه و حرف‌هاي نگفته از راز و نياز با معبود بي‌نياز به معشوق خود رسيد و حال در پيشگاه حضرت حق نظاره گر ماست.

تا حدود 1.5 پيش شايد خيلي‌ها از جمله خود من حتي نام آيت‌الله ميرزا احمد دشتي نجفي را هم نشنيده بودم و نمي‌دانستم ما بوشهري‌ها هم در بين علماي بزرگ حوزه نجف و قم عالمي به اين بزرگي داريم كه مراجع بزرگي همچون آيات عظام مكارم شيرازي، صافي گلپايگاني، سيستاني و .... ارتحال ايشان را تسليت و در مورد ويژگي‌هاي شخصيتي ايشان مطالبي بيان مي‌كنند.

واقعا بايد به خود بباليم به داشتن چنين بزرگاني اما افسوس و صد افسوس كه مثل هميشه از قافله عقب مانديم و ميرزاي عزير همه ما را جا گذاشت و رفت.

به راستي چرا ما از وجود چنين بزرگاني اين همه دير آگاهي مي‌يابيم و همواره از درياي بيكران معرفت ايشان استفاده نمي‌كنيم و فقط در بستر بيماري است كه به ياد آن‌ها مي‌افتيم.

ميرزاي عزيز؛

بزرگي و عزت تو متاسفانه حالا براي خيلي از بوشهري‌ها روشن شده و كساني هم كه تو را مي‌شناختند آنچنان كه بايد و شايد چيزي بيان نمي‌كردند، اين اواخر بود كه پير و جوان مدير و مسئول و .... در گنخك به ديدارت مي‌آمدند و تو ..... و تو شايد آن لحضه به چيز ديگري فكر مي‌كردي كه هيچكدام از مهمانانت به آن فكر نمي‌كردند.

ميرزاي عزيز؛

فقدان تو آنقدر براي ما بوشهري‌ها جاي افسوس دارد كه حالا مي‌گوئيم اي كاش تو را زودتر مي‌فهميديدم و مي‌شناختيم، اي كاش قبل از اينكه در بستر بيماري قرار مي‌گرفتي به ديدارت مي‌آمديم و اي كاش و اي كاش و اي كاش مي‌ماندي.

حال كه ميرزا احمد دشتي نجفي از بين ما رفت و قدرش را ندانستيم اما بيائيم از داشته‌هاي خود بيشتر استفاده كرده و قدر صفايي‌ها، حسيني بوشهري‌ها، نمازي‌ها و ... را بيشتر بدانيم تا همچون فقدان ميرزاي عزيز افسوس نخوريم.

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 توسط ايمان ندومي |

در سال 365 روز از موضوعات مختلف، آدمهاي گوناگون با تفكرات مختلف مي‌گوئيم و مي‌نويسيم و همين آدم‌ها تا وقتي براشون مي‌نويسي بهترين خبرنگار هستي و كلي تحويلت ميگيرن اما همين كه انتقادي مطرح ميشه خبرنگارا به شايعه پراكن و .... تبديل ميشن.

اين مسائل و موضوعات در حيطه كار ما زياده و در طول سال مي‌دوئيم، ميگيم و مي‌نويسيم اما....

اما حالا 17 مرداد روز خبرنگار است هر چند معتقدم تمام روزهاي سال روز خبرنگار است ولي افسوس و صد افسوس كه همه خبرنگارا رو 17 مرداد مي‌بينن.

كسي نمي‌داند كه خبرنگار اول صبح كه از خونه بيرون مياد لباس و ظاهري مناسب و شيك داره اما دوندگي او براي خبر است كه نيمه‌هاي روز از او يك فرد خسته و به هم‌ريخته مي‌سازه.

كسي نمي‌داند چقدر سخت است وقتي مدير، كارشناس، رئيس، دكتر و مهندس و ... كارشون، جلسشون، مصاحبشون، بازديدشون و ... تمام ميشه آماده استراحت ميشن اما تازه كار خبرنگار شروع ميشه.

كسي نمي‌داند در سرما و گرما براي خبر دويدن، نوشتن، تايپ كردن چقدر سخت است، شايد همه فقط نوشتن رو ديده‌اند و ديگر قضاياي كار خبرنگاري را نديده‌اند.

كسي نمي‌داند صفحه‌آرا، سردبير، ويراستار، عكاس، خبرنگار، گزارشگر در روزنامه يا خبرگزاري، تدوينگر و خبرنگار صدا و سيما، بايد براي يه خبر چند سطري چقدر وقت بذاره و استرس داشته باشه و شبانه‌روز اين كار وتكرار كنه و آخر كار هم ديگران كه از اين زحمات و تلاش‌ها خبر ندارن براي يك كلمه اين ور  و اون ور شدن آن هم به خاطر اشتباه خودشون چقدر ما رو خطاب قرار ميدن و كنايه مي‌زنن.

كسي نمي‌داند چقدر براي خبرنگار سخت و دردناك است كه يك خبر از دستش بره يا به قول معروف خبر سوخته بشه..

شايد اين حرفا براي خيلي‌ها خنده‌دار باشه اما همين موضوعات ريز و جزيي براي ما خيلي مهم و  سرنوشت‌سازه در حالي كه ديگران به سادگي از كنار آن مي‌گذرند و تنها مي‌دانند" خبرنگاران نقش مهمي در توسعه دارند" ولي هيچگاه نمي‌خواهند به نوشته‌ها و نظرات خبرنگاران به صورت جدي توجه كنند.

به 17 مرداد كه نزديك مي‌شويم همه ما را دوست دارند وما مي‌شويم بهترين ولي همين كه به 18 مرداد رسيديم همان آش و همان كاسه اما ما همچنان ميگوئيم، مي‌نويسيم، كنايه مي‌شنويم، كتك مي‌خوريم، بي‌حرمتي مي‌بينيم، مسخره مي‌شويم ولي با اين حال خودمون رو دوست داريم حتي اگه دوستمون نداشته باشن.

همكاراي دوست داشتني روزتون مبارك

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم تیر 1390 توسط ايمان ندومي |
با فرمايشي كه معاون فني صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران داشته بايد نام بوشهر در كتاب ركوردهاي جهان(گينس) ثبت بشه، حالا اگه تو كتاب گينس ثبت نكنن بالاخره بايد يه جايي ثبت كنند.

چند روز پيش مديران صدا و سيماي مركز بوشهر مهمان استاندار بودن. در اين نشست پس از كلي تحويل بازار استاندار با همكاران به قولي سابق خودش مديران صدا و سيما گزارشاتي را بيان كردند.

معاون سيما، توليد، برنامه‌ريزي، مدير كل و .. هركدام به نوبه خود مطالبي عنوان كردند از جمله اينكه برنامه‌هاي صدا و سيما قراره 20 ساعته بشه.

اما فرمايش معاون فني صدا و سيماي بوشهر در نوع خود جالب بود مهندس خليفه كلي در مورد كمبود امكانات صدا و سيماي بوشهر فرمايش كرد و توضيح مي‌داد كه يبا 20 ساعته شدن برنامه‌ها نياز به اعتبارات ويژه اي داريم.

مهندس خليفه در جايي از فرمايش خودش به نقل از علي عسكري معاون فني صدا و سيما گفت: معاون فني صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران گفته بدترين نقطه جهان براي دادن فركانس خليج فارسه و بدترين نقطه خليج فارس هم براي فركانس دادن بوشهره.

حالا بايد نام بوشهر رو تو يه كتابي ثبت كنيم ديگه ناسلامتي بدترين نقطه فركانسي دنيا هستيم.

اما ماموران هميشه آگاه نيروي انتظامي هم بايد توجه كنند ديگه با اين وضعيت بد فركانسي توي بوشهر خيلي نميشه به ماهواره هم اميد بست خيالتون راحت.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم تیر 1390 توسط ايمان ندومي |
صبح امروز خبر پيوستن لوكا بوناچيچ به سپاهان اهالي فوتبال توي بوشهر رو متعجب كرد. طوري كه هنوز هم بعضيا باور نكردن لوكا با سپاهان تمام كرده.

همين ديشب بود كه با علي افراشته در مورد شاهين و انتخاب سخنگو ي باشگاه و ... صحبت ميكردم و ايشون ميگفت قرار شده شنبه همه اعضا با سرمربي بيان بوشهر. افراشته هم با وجود اينكه صداش خسته بود اما صحبت‌هاي منو گوش داد و اظهار اميدواري كرد و همه چيز هم خوب بود اما ظاهرا يكساعت بعد از اين تماس تلفني همه چيز بهم ريخته بود.

حاج احمد گزي هم اول صبح مي‌گفت اين اتفاقات تو فوتبال ايران طبيعيه و بايد بيشتر از اينا حواسمون رو جمع مي‌كرديم.

گزي ميگفت بعد از حضور لوكا و مسئولان شاهين در كميته انضباطي وقتي به لوكا ميگن بريم براي امضا قرارداد با شاهين اين مربي ميگه خسته است و بايد كمي استراحت كنه.. اما نيم ساعت بعد همه متوجه ميشن كه كار از كار گذشته و لوكا به سپاهان رفته. ضمن اينكه گزي همجنان موفق به تماس با ابوالفتحي نشده بود.

بگذريم... من به اين ضرب المثل يقين دارم كه ميگه هر چه از دوست رسد نيكوست. از اونجايي كه نيت مسئولان جديد باشگاه براي خدمت به شاهين خيره مطمئنم اين اتفاق هم خيريت داشته و جاي هيچ نگراني نيست.

لوكا مربي خوبيه اما بهترين نيست مهمتر از لوكا براي ما شاهينه.



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390 توسط ايمان ندومي |
چند روز پيش يكي از مديران دو شغله كشور مهمان بوشهري‌ها بود... سيد مهدي هاشمي كه زماني به عنوان سرپرست وزارت كشور براي توديع و معارفه افراشته و شفقت استانداران وقت بوشهر به استان سفر كرده بود اما حالا به عنوان رئيس سازمان نظام مهندسي و البته رئيس فدراسيون تيراندازي به بوشهر سفر كرد.

در نشست مشترك هاشمي و استاندار بوشهر علاوه بر مسدولان سازمان نظام مهندسي، مدير كل تربيت بدني و رئيس هيئت تيراندازي استان هم حضور داشتند.

در اين نشست كه دو بخش داشت ابتدا هاشمي درباره رشته ورزشي تيزاندازي و ويژگي‌هاي اين رشته و البته مشكلات ان در كشور و بوشهر سخن گفت.

هاشمي در بحث نظام مهندسي يه جمله‌اي گفت كه تا چند روز بعد از اين جلسه هم مديران استاني از اين جمله استفاده مي‌كردند: بيشترين حجم فعاليت‌هاي عمراني كشور در بوشهر است.

اما نكته جالب توجه در فرمايشات رئيس سازمان نظام مهندسي در مورد معاون عمراني استانداري بوشهر بود و وقتي از خدمات مهندس نصوري تشكر مي‌كرد از اين مدير بوشهري به عنوان قديمي‌ترين معاون عمراني استانداري‌ها كشور به نيكي نام برد.

حالا ما قديمي‌ترين و شايد بهترين معاون عمراني كشور را دارا هستيم... اما آيا به نظر شما قدر اين مدير و امثال اين مدير رو ميدونيم؟؟؟؟

نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم خرداد 1390 توسط ايمان ندومي |
داستان از آنجا آغاز شد كه دوست و همكار عزيرم مهدي جوكار مدير محترم سايت ارم نيوز در تماسي تلفني از اين خبر به من اطلاع داد و قرار شده خبر را براي او تنظيم كرده و به نظرات سايت ارسال كنم من هم همين كار را كردم و خبر خودكشي مامور نيروي انتظامي ابتدا در سايت ارم نيوز درج شد و سپس در وبلاگ تيتر.

من هم براي پيگيري موضوع با فرماندار گناوه تماس گرفته و شرح ماجرا را ايشان توضيح دادند و فايل صوتي ايشان هم در موجود است.

پس از  درج اين خبر در سايت‌هاي مختلف از جمله خليج فارس و سوك فرمانده محترم نيروي انتظامي جوابيه‌اي براي اين سايت‌ها ارسال كرده اما هيچ جوابيه‌اي به بنده كه منبع اين خبر براي سايت‌ها بوده نرسيده كه بخواهم جوابيه را درج كنم. حتي جوابيه نيروي انتظامي به مدير محترم سايت خليج فارس امده و اين جوابيه هم در سايت خليج فارس موجود است.

شرح كامل داستان و حادثه را فرماندار محترم اعلام كرده‌اند ضمن اينكه ايشان با مدير محترم سايت ارم نيوز هم صحبت داشته‌اند.

ضمن اينكه بنده در هيچ جاي اين خبر عنوان نكرده  بودم كه احسان شهبازي خدايي ناكرده مشكل رواني داشته است.

اين توضيحات براي دوستان عزيزي است كه در پست نظرات بنده پيام گذاشته بودند.

بنده از طرف خود ضمن تسليت به خانواده محترم شهبازي، از خداوند منان براي وي طلب غفران و براي بازماندگان ايشان  صبر و طول عمر با عزت طلب مي‌كنم.


.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

عکس